من اینور تخت، اون اونور تخت با بیشترین فاصله ای که دونفر در ۱۸۰ سانت جا میتونن بخوابن! دلم میخواس میومد از پشت نوازشم میکرد، در گوشم حرف میزد تا مورمورم بشه و برگردم سمت لباش. خیلی دلم میخواست امشب! ولی میدونسم اگه بهش بگمم میگه نه! به قدری دلم میخواس که حاضر بودم پا بذارم روی غرورم و من درخواست کنم، ولی در حالت عادی، نه الان که جفتمون دل خوشی از هم نداریم. میدونی س.ک.س خیلی زیاد تحت تاثیر رابطه ی عاطفی بین دو طرفه. حداقل واسه من و علی اینطور بوده تا الان! بخاطر همینم هست که آخرین بارشو یادمون نیست چون هیچ کششی نسبت به هم نداریم.خلاصه که باید یه فکری به حالش کرد اینجوری نمیشه.من تمام امیدم به جلسات روان درمانیه در آینده س ولی تمام ترسمم ازینه که توی این مدت همه چی بمیره. حس، تعهد، عشق، احترام، صبر و هر چیزی که تا الان ما رو به مو رسونده ولی پاره نکرده
ایهام
یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۴ | 1:49 AM
برچسب:
نویسنده: آریا رادمنش
تاريخ: شنبه
30 تير
1403 ساعت: 15:19